السيد موسى الشبيري الزنجاني

2332

كتاب النكاح ( فارسى )

منطوق روايات محرّمه ( طائفهء اولى ) اين است كه دخول باعث حرمت ابد مىشود ، خواه عالم باشد و خواه جاهل ، لذا نسبت به محل اجتماع يعنى فرض دخول مع الجهل با يكديگر تعارض مىكنند . ولى با توجه به اينكه ظهور مفهوم ضعيف‌تر از ظهور منطوق است به اطلاق روايات تحريم اخذ مىكنيم و در نتيجه ، دخول مطلقاً باعث حرمت ابد مىشود . بيان مرحوم آقاى داماد بر مورد تقديم منطوق بر مفهوم : ظاهر فرمايش مرحوم حاج شيخ اين است كه ، تقديم منطوق بر مفهوم را از باب تقديم اظهر بر ظاهر مىدانند ، البته مسأله را خوب توضيح نداده‌اند . اما مرحوم آقاى داماد ، بيانى داشتند كه اگر اين بيان تمام باشد ، مستلزم آن است كه ، مسأله وارد و مورود باشد ، يعنى ظهور منطوقى ، ظهور مفهوم را موضوعاً از بين مىبرد . البته ايشان اين مطلب را در مورد قضاياى شرطيه مطرح مىكرد ولى اين بحث در قضيه وضعيه هم جارى است ، ايشان مىفرمود : قضيهء شرطيه ، براى تعليق تالى بر مقدّم وضع شده است ، اما اينكه معلّق عليه چيست از خود قضيه شرطيه و ادوات شرط استفاده مىكنيم ، معلّق عليه خصوص مقدّم جمله شرطيه است ، اما اگر ظهور ديگرى در كار بود كه چيزى را در عرض مقدم قضيه مطرح مىكرد ، ظهور سكوتى قضيه شرطيه را از بين مىبرد و نتيجه اين مىشود كه از عليّت منحصرة رفع يد كنيم . مثلًا ظهور جملهء « اذا خفى الأذان فقصّر » در عليّت منحصرهء خفاء اذان ، ظهور سكوتى است و لذا وقتى جملهء « اذا خفى الجدران فقصّر » وارد مىشود ، ظاهر منطوق اين جملهء دوم ، ظهور سكوتى جملهء اول را موضوعاً از بين مىبرد و نتيجه اين خواهد شد كه أحد الامرين را معلّق عليه بدانيم . اشكال استاد - مد ظله - به بيان آقاى داماد « قدس سرّه » : اين فرمايش مرحوم آقاى داماد به نظر ما تمام نيست . اولًا : اگر جملهء شرطيه براى تعليق وضع شده باشد ، دلالت بر تعليق بر خصوص مقدمى كه ذكر شده مىنمايد ،